انسان، از آن روزگار که پای بر کره خاکی نهاده؛ تا عصر پر هیاهوی کنونی، بر سر عدالت و گسترش و برپایی آن، رنج ها برده، سختی ها کشیده، شکنجه ها شده، بر دار رفته و خون ها داده است. انسان در هر دین و آیینی که باشد؛ برای برپایی این مهم، چشم به راه موعود و منجی خویش است؛ تا او بیاید و عدالت را فراگیر سازد. عدالتی که ریشه در سرشت انسان دارد. و در ابعاد گوناگون زندگی او نقش مهمی ایفا می کند و از جایگاه ویژه ای برخوردار است. از درون خانه و پنهان ترین روابط خانوادگی تا جامعه و سیاست و اقتصاد و قضاوت و... هرآنچه که با انسان در ارتباط است، باید در سایه عدالت رقم بخورد. این آرمان و آرزوی بزرگ بشریت است.
شب بود و ترافیک همه خیابان های تهران را فراگرفته بود. ماشین بود و ماشین و چراغ قرمز ... . ثانیه شماری می کردم تا به مقصد برسیم. چند روزی بود که در پوست خود نمی گنجیدم. زندگی در کنار انسانی که سال ها با آرمان های خویش زیسته، و صبح و شام خویش را با آنان گزرانده؛ متفاوت بود با همه آن سال ها که زیسته بودم.